الشيخ محمد تقي بهجت
180
جامع المسائل ( فارسي )
و اگر بگويد : از زنا متولد شده اى ، پس احتمال عدم زنا در امّ ( به اكراه يا شبهه و نحو اينها ) قائم و موجب درء حدّ است . و اگر براى غير فرزند خودش بگويد و هر دو يعنى پدر و مادر او مطالبهء اقامهء حدّ كردند ، اظهر ثبوت حدّ است ، به جهت انحصار حق در يكى از دو مطالبه كننده . و همچنين اگر بگويد « يكى از دو ، زانى است » و هر دو مطالبهء اقامهء حدّ قذف كردند . و اگر بگويد : مادرت تو را از زنا زاييده ، اظهر تحقق قذف مادر است و ثبوت حدّ است با مطالبهء مادر ، و اگر بگويد : اى فرزند زانيه ، قذف مادر است ؛ چنانچه اگر بگويد : اى فرزند زانى ، قذف پدر است . و اگر بگويد : « زنيتَ بفلانة » يا « لطتَ بفلان » ( به فتح ضمير ) قذف مخاطب ، محقق ؛ و در قذف مراد به « فلان » تأمل است ، اظهر عدم ثبوت است ، به جهت احتمال اختصاص زنا به طرف واحد ؛ بخلاف آن كه اگر بگويد : زنا كردى به فلان زانيه ، كه قذف هر دو است و دو حدّ ثابت است . و اگر بگويد : زنا كردى ، و طرف را ذكر ننمايد ، حدّ قذف نسبت به مخاطب ، ثابت است و يك حدّ است . اگر كسى به ولد ملاعَنه گفت : اى فرزند زانيه ، يا به ملاعَنه گفت : يا زانية ، حدّ قذف بر او ثابت است . و اگر به ولد محدودهء به حدّ زنا گفت : اى فرزند زانيه ، يا به محدوده گفت : يا زانية ، قبل از توبهء محدوده ، حدّ قذف ثابت نيست ؛ و اگر بعد از توبهء محدوده بگويد ، حدّ قذف ثابت است . اگر به زن خود يا غير گفت : « زنيتُ بك » ، پس مثل « زنيتُ بفلانة » [ است ] در امكان تفكيك و احتمال دافع حدّ ؛ و گوينده هم تا چهار مرتبه اقرار ننمايد ، بر او حدّ زنا ثابت نمىشود . عباراتى در مقام قذف يا قريب به آن مذكور مىشود ، مثل « ديّوث » و « قرنان » و « كشخان » : اگر مفيد قذف باشد در عرف قائل يا عرفى كه مقصود او است حدّ ثابت